تبليغاتX
مبانی هنرهای تجسمی ، طراحی،نقاشی وگرافیک

معمولا تشخيص تناسب و ايجاد روابط مناسب ميان اجزاء يك اثر هنري و ميان اجزاء با كل اثر بر اساس تجربه، مهارت و ذوق زيبايي شناختي هنرمند مي باشد. مثل ايجاد تناسب ميان رنگها و سايه ي رنگ هاي يك تابلوي نقاشي.

در عين حال تناسب در اندازه ها ازقوانين خاصي پيروي مي كند كه به آن ها اصول و قواعد تقسيمات طلايي و يا تناسبات طلايي گفته مي شود.بر اساس تناسبات طلايي يك پاره خط را مي توان طوري قسمت كرد كه نسبت قسمت كوچكتر به قسمت بزرگتر مساوي با  قسمت بزرگتر با كل پاره خط باشد. اين نوع تقسيم از نظر بصري و همين طور از نظر منطقي نسبت هاي زيبايي را ميان اجزاء با يكديگر و با كل پديد به وجود مي آورد كه هم در معماري و هم در هنرهاي بصري از آن استفاده ي بسيار شده است.

معمولا تقسيم يك پاره خط به دو قسمت مساوي آن را تبديل به دوقسمت مجزا و مستقل مي كند و به همين دليل هم ارتباط آن ها با يكديگر از دست مي رود. تقسيم آن ها به سه قسمت و ايجاد نسبت يك به سه نيز اگر چه رابطه اي قابل قبول تر و زيباتر ميان بخش ها بوجود خواهد آورد،  ليكن وحدت ميان اجزاء و كل پاره خط از ميان خواهد رفت. در حالي كه تقسيم آن پاره خط براساس نسبت طلايي نه تنها تناسب بصري زيبايي ميان اجزاء با كل پاره خط را نيز حفظ خواهد كرد و مجموعه اي وحدت يافته را به نمايش خواهد گذاشت.

همچنين با استفاده از چنين تقسيمي مي توان چهارگوش منظمي با نسبت هاي طلايي بدست آورد كه كادر مناسبي براي هنرهاي تصويري هستند و در درون آنها مي توان نسبت هاي طلايي ديگري را بوجود آورد كه مبناي ايجاد يك تركيب زيبا قرار گيرند.

 

 

+ نوشته شده توسط محمدی در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 و ساعت 9:9 |

 آشنايي با تناسب در نقطه ، خط، سطح، حجم...

 تناسب مفهومي رياضي است كه در هنر تجسمي بر رابطه ي مناسب ميان اجزاء با يكديگر و با كل اثر دلالت دارد. كاربرد تناسبات به دليل ايجاد زيبايي بصري در هنرهاي تجسمي از اهميتي خاص برخوردار است. تقريبا همه آثار هنري براساس نوعي تناسب به وجود آمده اند. از اين جهت تناسب يكي از اصول اوليه ي اثر هنري است كه رابطه ي هماهنگ ميان اجزاء آن را بيان مي كند. يكي از دلايل زيبايي يك اثر تجسمي وجود تناسب ميان رنگها ، خط ها، سايه – روشن و شكل هاي آن است.

مي توان در يك تابلوي نقاشي روابط متناسبي ميان خطوط سيال خيال انگيز، رنگ ها و وسعت سطوح برقرار كرد، و يا در يك اثر حجمي روابط مناسبي ميان فرو رفتگي ها و برجستگيها، فضاي مثبت و فضاي منفي ، بافتها و سطوح مختلف ايجاد كرد. همان گونه كه گوش يك نوازنده بلافاصله وجود يك نت خارج را تشخيص مي دهد، يك ديده حساس و كارآزموده به سرعت عدم تناسب را در رنگ ها و شكل هاي يك اثر تجسمي مي بيند .

+ نوشته شده توسط محمدی در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 9:9 |