تبليغاتX
مبانی هنرهای تجسمی ، طراحی،نقاشی وگرافیک

الف) تعادل متقارن :

به کار گرفتن تعادل قرینه ساده ترین روش برای ایجاد تعادل بصری است زیرا همه چیز نسبت به محورهای افقی و عمودی که از اثر عبور می کنند سنجیده می شود .

ب)تعادل غیر متقارن:

در این روش ایجاد تعادل بر اساس فاصله ی شکلها و عناصر نسبت به محورهای افقی و عمودی  وسط کادر تعیین نمی شود بلکه انرژی بصری شکل ها بر اساس اندازه جهت تیرگی – روشنی رنگ بافت و شکل جای آن ها را نسبت به یکدیگر و نسبت به کادر تصویر مشخص می کند . بر همین اساس  انرژی بصری پر تحرک ترین پویایی ترین در ترکیب هایی که از تعادل غیر متقارن استفاده کرده اند احساس می شود .

در تعادل غیر متقارن سطح بصری اثر به صورتی فعال و پیچیده با مخاطبان ارتباط بر قرار می کند هر چه تجربه هنر مند در شناخت و کار با عناصر بصری بیشتر باشد به شکل پخته تری می تواند عناصر بصری را بصورتی متعادل اما غیر متقارن در ترکیب خود استفاده کند و ترکیبهای موفق تری بوجود آورد . 

 

+ نوشته شده توسط محمدی در چهارشنبه 30 خرداد1386 و ساعت 9:36 |

بوجود آوردن تعادل در یک اثر تجسمی بستگی به چگونگی ایجاد هماهنگی میان عناصر واجرای آن اثر دارد . چشمهای مخاطبان به طور طبیعی در جستجوی تعادل بصری است . در صورت عدم سازماندهی صحیح نیزوهای بصری و خدشه دار شدن هماهنگی میان اجرای یک ترکیب انرزی بصری عناصر یکدیگررا خنثی می سازند در حالیکه می توان در سطح یک اثر تجسمی عناصر بصری را نسبت به محور افقی و عمودی آن اثر سازماندهی کرد. برای مثال یک سطح سفید به خودی خود هیچ گونه واکنشی را باعث نمی شود اما به محض ایجاد یک لکه یا یک خط به روی آن معنادار خواهد شد .

به بیان دیگر نوعی ارتباط متقابل میان خط تیره و سطح سفید بوجود می آید یعنی معنادار شدن سطح سفید به عنوان زمینه و خط تیره بعنوان شکل به همین ترتیب اضافه شده هر عنصر بصری دیگری به این سطح و لکه روی آن در صورتی می توان رابطه خوشایند بصری را با مخاطب برقرار کند که نسبت هماهنگ و متعادل بین آنها و سطح سفید حفظ شود . چنانچه انرژی بصری همه عناصر به گونه ای سامان داده شود که هیچ بخشی انرژی بصری دیگر بخش ها را از میان نبرد و باعث اغتشاش بصری ترکیبی موزون و متعادل بوجود می آید در سامان بخشیدن به یک اثر متعادل تیرگی – روشنی رنگ اندازه ها و محل قرار گرفتن عناصر بصری در فضای کار دخالت دارند .

+ نوشته شده توسط محمدی در چهارشنبه 30 خرداد1386 و ساعت 9:33 |

در طبیعت همه چیز به شکل متعادلی جاری است از جمله آمدن شب و روز از پی یکدیگر تغییرات فصلها و ... وقتی همه چیز در جای خود قرار گیرد و هر رویدادی به موقع خود رخ دهد تعادل میان چرخه حیات برقرار است اما اتفاقی رخ دهد که این توالی و تعادل را برهم زند مثل سیل و زلزله و یا اختلال در قوای فکری و جسمی انسان این تعادل بهم می خورد . بنابراین وجود تعادل برای دوام زندگی و چرخه حیات لازم و ضروری می باشد تا آدمی احساس سر در گمی و پریشانی نکند . این خصیصه یعنی و جود تعادل در هنر نیز نقش عمده ای دارد . بر همین اساس در یک اثر تجسمی وجود تعادل بصری برای ایجاد تاثیر مثبت بر مخاطبان ضروری و لازم است. در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف پیام اثر خدشه دار می شود و تاثیر گذاری خود را از دست می دهد . به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده ی اثری آن را با محورهای افقی و عمودی ذهنی و فطری خود مقایسه می کند و وجود یا عدم تعادل را در آنها تشخیص می دهد .

 

در یک اثر تجسمی با تو جه به موضوع و هدفی که هنرمند از ابداع آن دارد ایجاد تعادل وظیفه و کار هنرمند است او می بایست میان کار کردهای بصری عناصر مختلفی که اثر خود به کار گرفته و آن ها را با یکدیگر ترکیب کرده است نوعی تعادل و هماهنگی بر قرار سازنده تا موفق شود تاثیر مورد نظر خود را ایجاد کند در غیر اینصورت اثری ناقص بوجود می آید که قادر به ارائه مطلوب پیام مورد نظر هنرمندان نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط محمدی در چهارشنبه 16 خرداد1386 و ساعت 13:32 |