اكسپرسيونيسم Expressionismشيوه اي در هنر (نقاشي، پيكر تراشي، ادبيات، سينما) كه در اين شيوه، هدف انتقال عواطف و احساسات دروني هنرمند به جهان خارجي است.
وقتي صحبت از نقاشي و طراحي مي شود صحبت از سبك ها و شيوه هاي نقاشي به ميان مي آيد كه ما متوجه منظور واژه ها نمي شويم و يا از اثر نقاشي و طراحي درك كافي نخواهيم داشت. در اين قسمت شما با تمامي شيوه ها و واژه هاي موجود در طراحي آشنا خواهيد شد.
بحث در کمیت درخشندگی رنگ است . که از آن بعنوان درجه بندی زمینه است . درخشنگی به دو روش می تواند تغییر یابد . اول اخطلاط یک رنگ با رنگ سفید سیاه یا خاکستری و طریق دوم ترکیب رنگ مزبور بارنگی با درخشنگی متفاوت. چشم از طریق مقایسه و سنجش موفق به تشخیص می شوند تفاوت رنگهای ملون(رنگی) در مقایسه با رنگی سیاه و سفید یا خاکستری و یا یک یا چند رنگ ملون (رنگی ) دیگر مشخص می شود . مشاهده رنگ خاصیتی مربوط به مسایل فیزیکی شیمیایی رنگ همان (( اثر رنگ )) است . مواد رنگ و اثرات آن فقط در زمینه ((چند سایگیهای منظم )) قابل تطبیق می باشند . در کلیه موارد دیگر ((عامل)) رنگ به اثری جدید تبدیل می شود . چند مثال این مساله را روش خواهد کرد . زرد حالتی سرد و درخشنده بیدا می کند . و وضعیتی مهاجم وار دارد . اگر مربعی آبی ابتدا روی زمینه سفید و بعد در زمینه سیاه دیده شود . آبی روی سفید اثری از تیره گی و عمق را جلوه گر می کند و رنگ سفید درخشنده تر از زمانی خواهد شد که مربی زرد روی آن قرار داشت . روی زمینه سیاه مربع آبی درخشندگی خاصی با تشعشعی کمرنگ دارد . زمانی که اثرات مربع خاکستری روی آبی و قرمز – نارنجی مقایسه شود رنگ مربع خاکستری روی آبی متمایل به قرمز به نظر می رسد در حالیکه همان خاکستری روی قرمز – نارنجی متمایل به آبی بنظر می آید . وقتی که عامل و اثر همزمانی نداشته باشند حالتی فرار دینامیک غیر واقعی و ناسازگار خواهیم داشت . همین نیروی مواد و خواص رنگ است که با ایجاد نوسانات خیالی به هنرمندان امکان می دهد که نا گفته ها را بیان کند .
بدیده ای که بیان شد در حقیقت باید تحت عنوان ((همزمانی یا تقارن )) دسته بندی شود . وقوع دگرگونی همزمان این امکان را بوجود می آورد که در فرایند ترکیب رنگ کار با اثر آغاز شده و اندازه و شکل سطوح نیز به تناسب آن ایجاد شود .

